خاطرات دوران تحصیل

خاطره ریاضی ضغیف

در سال اول دبیرستان وقتی وارد مدرسه ی فرزانگان شدم خیلی خوشحال بودم گویا موفقیت بزرگی کسب کرده ام  اما تمام این حس خوب در اولین جلسه از کلاس ریاضی روی سرم خراب شد معلم با سرعت و شدت روی تخته مینوشت ومن حتی به سختی میفهمیدم که چه مینویسدچه برسدکه بفهمم این راه حل ها چگونه به دست می آید.در جلسه ی دوم دیدم که انگار همه متوجه میشوند به جز من حتی دبیر هم متوجه میشد که من چقدر هراسانم و چقدر از چهره ام پیداست که نمیفهمم .

در همین جلسه بود که دبیر گفت من دور سر بعضی از بچه های کلاس پرنده میبینم که پرواز میکند و من بسیار شرمنده بودم که میدانستم آن یک نفر منم . آن روز که به خانه رسیدم خیلی گریه کردم و پیش خودم گفتم که من دیگر نمیتوانم در کلاس بمانم و این بسیار مرا ناراحت میکرد. ولی با خودم فکر کردم که اگر هوش و استعداد من  درریاضی نباشد حتما در چیز دیگریست خیلی فکر کردم که بهترین چیزی که می توانم در آن استعداد داشته باشم چیست؟و در نهایت جرقه ای به مغزم خورد……چرا استعداد من در تلاش کردن نباشد در خسته نشدن در امیدداشتن در جلو رفتن ….من خیلی فرصت داشتم چون تازه شروع مدرسه بود و ایمان داشتم که ممکن نیست کسی تلاش کند و نتیجه نگیرد در این صورت یا تلاش کافی نبوده یا به درستی انجام نشده است.

عزمم را جزم کرده روز بعد لیست تمام کتابهایی که برای ریاضی مناسب بوداز دبیر گرفتم و پرسیدم از کدام شروع کنم و با کدام تمام کنم .همان روز کتاب هارا خریدم و شروع کردم و تلاش کردم و تلاش کردم و فهمیدم که من چه قدر استعداد داشتم در تلاش کردن ، در پیروز شدن.

دراولین امتحان من نمره ی بسیار خوبی گرفتم این مرا به شدت خرسند و دبیر را به شدت متعجب کرد این روند ادامه داشت تا آنکه من در این درس به دومین شاگرد قوی کلاس تبدیل شدم که البته نفر اول  یک نابغه ی واقعی بود.

از آن سال درس ریاضی بهترین درس مدرسه ودبیر ریاضی بهترین دبیر مدرسه برایم شد تا آنجا که سال بعد به رشته ی ریاضی رفتم اگرچه علاقه ی پزشکی مرا درنهایت روی صندلی کنکور تجربی نشاند.

از نقل تمام این ماجرا قصدم این بود که بگویم مهم ترین رکنی که نه تنها در درس بلکه در تمام زندگیمان وجود دارد تلاش بی وقفه و امیدواری است و اینکه تا انجا تلاش کنیم که خودمان از خودمان راضی باشیم مامیتوانیم یکدیگر را گول بزنیم اما هرگز نمیتوانیم خودمان را گول بزنیم جوری تلاش کنیم که در آینده وقتی به زندگیمان نگاه میکنیم حسرت چیزی را نخوریم که از دستمان بر می آمد و از خودمان که مهم ترین فرد زندگیمان است دریغ کردیم.

و اینکه خیلی ازافراد خیلی چیز ها میگویند حتی آنانکه دوستمان دارند گاهی بدون دشمنی امیدمان را میگیرندو گاهی آرزوهایمان را مسخره میکنند ولی تمام این حرفها باید گام های مارا استوار کند که پیش برویم برای موفقیت کسی که برایمان باارزش ترین است …. برای موفقیت خودمان از هیچ تلاشی دریغ نکنیم….

 

نویسنده : دکتر علیزاده

ما را در تلگرام دنبال کنید…

تلگرام کافه کنکور

امتیاز شما از 1 تا 5
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars
Loading...
اگر می‌خواهید از آخرین و محبوب‌ترین مقالات ما در ایمیل خود مطلع شوید، همین الان ایمیل خود را در کادر زیر وارد کنید: